مگسی را کشتم
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم
+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 6:57 توسط محمد
|
خواستم بنویسم تا هم تجربه باشه هم تماشا . اینم یک شروع تازه هست دیگه ! ولی امیدوارم تجربه اش شیرین باشه .